دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386
" خون بازی ... "

از کدام دردمان باید حرف بزنیم ... دخترهای کتک خورده میدان هفت تیر با سرو رویی خونین ... از مبارزه با اشرار که بسیاری را تنها می گیرند چون شبیه اراذل و اوباشند ... یا باید از ۷ یار دبستانیمان بگوییم در پلی تکنیک ... یا اخراج وحشیانه و غیر قانونی برادرانمان در پلی تکنیک ... .
بازی بدی شده این بازی ... این بازی پر از توحش زمانی که تصویر دختررا می بینم بر صفحه مونیتور ... یخ زده و سرد و صامت و حتی نمی دانم چه باید بنویسم ... اصلآ باید بنویسم یا این درد را باید فریاد کنم ... به چه کسی شکایت کنم به مردان نقاب بر چهره ؟؟؟ اما آنها که مرا می ترسانند ... من نمی خواهم با آنها حرف بزنم ... من نمی خواهم آنها را ببینم ... من نمی خواهم آنها به من نگاه کنند ... من از همه آنها بیزارم ... من از این حراست دانشگاه بیزارم ... من از این مردان نقاب زده هم بیزارم ... دردم را کجا باید فریاد کنم ... این بغض را کجا باید خالی کنم ... .
راست گفته ایی سردار رادان باید آنها که باعث وحشت مردم هستند را از خیابانها جمع کرد ... اما این مردان نقاب زده مرا وحشن زده می کنند ... آنها را از خیابان جمع کنید ... آرامش به ما باز می گردد ... .
این حراست را از دانشگاه بیرون ببرید تا دیگر دست و پای برادران مرا نگیرد در پلی تکنیک و به خیابان پرتشان نکند ... عجیب شده زمانه ما ... شده زمانه خون بازی ... از خشونت تا خشونت ... چه کسی به شما گفته که خشونت چهره شهر ما را تطهیر می کند ... ببخشید گفتم شهر ما ... شاید از ساده دلی من باشد که تصور می کنم این شهر هنوز شهر ماست ... شاید هم شهر شما باشد ؟؟؟
من امروز کودکی را در میدان هفت تیر دیدم بسیار وحشت زده بود بسیار بیش از تصور شما ... خواهرش تذکری دریافت کرده بود بسیار خشن ... من باور ندارم که این کودک دیگر هرگز به پلیس و نامش اعتماد کند ... آقای رادان بازی خیلی دیوانه وار دارد پیش می رود ... قبل از اینکه این خون بازی ... این توحش محض بیش از پیش رسوخ کند در قلب و روح کودکان سرزمینمان ... بازی را تعطیل کنید ... بس است ... ما هیچ بازی نمی خواهیم ... .
.jpg)
وبلاگهایی که در این رابطه نوشته اند ... شما هم به این وبلاگ ها بپیوندید ... .
بوی نفی انسانیت - مسعود رفیعی طالقانی شخصیت انسانها - امیر علیزاده پای لب گور انسانیت - امیرهمایون پاکبین بيزاري از ناتواني براي تغيير اوضاع - بيبي مهتاب ببخشيد كه بازي خونين شد - مسيح علينژاد طالبان در تهران - امير چه ميخواستيم و به چه رسيديم - ياسر انسان، گرگ انسان - مريم شباني اسلام طالباني - حنيف مزروعي فاجعه هفت تير - سرزمين من امنيت خونين - مرجان نمازي جمهوري وحشت - فرهمند كجايند شيعيان علي؟ - مجاهدت خشونت خشونت است و پليدي پليدي - اميرمسعود وحشي،وحشيتر،وحشيترين -درون و برون نقاب انسانيت بر چه پيكري؟ - سميك ميدان را نبايد خالي كرد - من مثل هيچكس پيامآوران امنيت طالباني - سيامك قاسمي ديروز امروز و شايد فردا - پابرهنه در بهشت حركت وبلاگنويسان ايراني عليه خشونت پليس - كمانگير روايت ماجرا - آرتين كجا زندگي ميكنيم؟ - فهيمه خضرحيدري هفت تير بوي خون ميداد - سعيد پورحيدر آقاي دادستان محترم - بازهم از سر نو از توحش بيزاريم - جمهور يك تار مو فاصله - مژگان جمشيدي از ايران خسته شدم - ميترا خلعتبري ناامني اجتماعي - سهامالدين فراهاني درگيري شديد پليس و زنان - پرستود دستاوردهاي مهرورزي - داود روشني از ماست كه بر ماست - روشنك خون بازی - میرا یک بازی از جنس درد - دغدغههای گمشده وقتی وقاحت به اوج خودش میرسد - علی عبدی صهیونیستها در خیابانهای تهران - فریبا پژوه دوشنبه - الناز مظاهری دریغ است ایران - کوروش ضیابری غلط می کنی نری بهشت - حرفهایی از روی سادگی تا خون نبینیم لب به اعتراض نمیگشاییم - آزادی برای مردم خاک بر سر من - ذهنیات یک ادوارد بلوم 28 سال تلاش برای سرکوب جامعه - روی مدار زندگی نامهای به احمدی مقدم - نرد انسانیت قربانی امنیت - اوهام جناب سروان فقط انسان باش - سرزمین رویایی سرکوب عریان و بیوقفه - خرس مهربان درگیری خونین - قیمت آزادی Woman brutally beaten - امین ترابی بدون شرح - پرگاس از اندوه بمیرد - حمزه غالبی اینک توحش - یحیی مسعودینژاد ظالم یا مظلوم؟ کدام مقصرند؟ - روزبه میرابراهیمی مردم از مرد بد نامردم - احسان مهرابی مهرورزی مدل جدید - نیکآهنگ کوثر ذبح انسانیت و اخلاق - فرید مدرسی شما موفق شدهاید، من ترسیدم - رضا سیدی ساده نیست - بازهم از زننوشت آقایان آقایان - ترنج دوباره قرون وسطی - مصطفی رستهمقدم آیا واقعا حق ما این نیست؟ - کمترین کدام عدالت؟ کدام آزادی - میرزا پیکوفسکی این دل آبگینه و این همه خون - ملکوت کوروش بخواب که بیدار بشی خونت را میریزند - شهر من توحش - پخمه عاقبت ساتوري كه بالا رفت - رحيم حسيني امنيت ضد امنيت - مسافر كوير تهران بوي تعفن ميدهد - مريم پارسي پس از عدالتمحوري - سعيده آقاخاني از ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست - قم امروز ميتوانيم در برابر ظلم بايستيم اگر بخواهيم - دخترك آوازهخوان بوي خون، بوي جنون - همان هميشگي اين ملت تا كي بايد با اجبار زندگي كنند؟ - شادي جمهوري اسلامي ايران - حاجعلي تيفوسي رنگ رخسار - گفتوگوي اصلاحي از زبان پيامبر - محمدمهدي نعمتي جنون پليس - چيزخل رافت اسلامي را عشق است - حامد برزخ شيرين - نيمه غايب سکوت فریاد میکشد - خاکستر جاوید خیابانهای خالی از زن و دختر ایران - منیرو روانیپور فصل تن دادن به نابرابری - نصور تقیپور نیروی مثلا حافظ جامعه - مرتضی میری باور کنیم؟! - و اما امروز مرگ به از این ذلت - سینره کسی میآید؟؟؟ - گلی وای اگر.... - remember این صحنه در یک کشور اسلامی اتفاق افتاده است - مرتضی فلاح چندگانه ها - صدای مردم سراسر دروغ - سعید ذبح شرعی انسانیت - حسین آذربایجانی این ناکجا آباد به هیچجا شبیه! - از کوچه باغ ارغوان تا کی سکوت؟ - شکنجه شیرین مرگ تدریجیمان را شاهدیم
محمد حسین مهرزاد - میترا خلعتبری ناامنی اجتماعی - سهامالدین فراهانی دستاوردهای مهرورزی - داود روشنی از ماست که بر ماست - روشنک - بدون شرح عطیه وحیدمنش - در این آفتابه ها نفت ملت تقسیم می شود پروانه وحید منش، پابرهنه در بهشت مرگ تدریجیمان را شاهدیم محمد حسین مهرزاد - کفتار در شهر - در میدان هفت تیر علی کلایی ،تهران بوی تعفن می دهد! مریم پارسی-امنیت چیزی است که با آفتابه به دست می آید . بوی نفرت شهرم را پر کرده ... ریحانه حقیقی . خونجنونکده بهزاد مهرانی
**" ۲۱ دانشجوی دانشگاه علامه ممنوع الورود به دانشگاه هستند ... " پلی تکنیک ... حالا علامه ... بعدی کجاست ؟؟؟ آیا باید منتظر دانشگاهی به وسعت این سرزمین باشیم ؟؟؟؟؟؟؟
پی نوشت ۱ :فراخوان عمومی برای محکوم کردن توحش ... .
پی نوشت ۱: هشدار عفو بين الملل به امکان شکنجه دانشجويان بازداشتي اميرکبير ... .
پی نوشت ۲: از بازداشت تا ضرب و شتم دانشجویان ... .
پی نوشت۳ :درگیری خونین پلیس با زنان در میدان هفت تیر ... .
پی نوشت ۴ :ضرب و شتم وحشیانه دانشجویان امیرکبیر توسط حراست دانشگاه ... فیلمش رو اینجا ببینید ...
پی نوشت ۵ : از توحش بیزاریم ... مهدی محسنی ... .
پی نوشت ۶:سردار احمدی مقدم خیالتان راحت این عکس در روزنامه چاپ نمی شود ... مسیح علی نژاد ... . تصاویر وبلاگ از وبلاگ مسیح عزیز هستند ... .
پی نوشت ۷ : فیلم این توحش وحشیانه را اینجا ببینید ... .
پی نوشت ۷ : چکمه هایتان را از حلقوم پلی تکنیک بردارید ... .
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 7:22 توسط : میرا
یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386
" من چگونه من شدم؟؟؟"

من چه جوری من شدم ... هرچند هنوز معتقد هستم اونقدر کسی نشدم که بگم چه جوری من شدم ... واینکه چه چیزها و آدمهایی بودن که روی زندگی ما تآثیر گذاشتن و از ما اینی رو ساختن که حالا هستیم ... این بازی جدید وبلاگستان هست و من رو هم سیامک قاسمی عزیز به بازی دعوت کرده ... ممنون سیامک جان ... .
ـ مادرم ... نازنین ترین زنی که می شناسم ... صبورترین ... مهربانترین و مصممترین و در عین حال عاشق ترین زنی که شناخته ام ... هیچ قسمتی از زندگیم جدا نبوده از تآثیر مداوم او و جسارتش بر لحظه لحظه زندگیم ... .
ـ میرا .. میرای کریستوفر فرانک که زندگی را برایم معنایی تازه داد ... از عشق و زندگی و آزادی برایم تصویری بدیع ساخت .
ـ مهمترین اتفاق زندگیم انصراف از تحصیل در رشته عمران بود و رفتن به رشته گرافیک ... اتفاقی که زندگیم را در مسیری متفاوت قرار داد ... همانقدر که آن روزها با شک و تردید از دانشکده فنی کوچ کردم و به دانشکده هنر رفتم حالا اطمینان دارم که در انتخاب هزار باره این مسیر انتخابم دانشکده هنر خواند بود و رشته گرافیک ... .
ـ باربارا کروگر و سیندی شرمن ... دو عکاس برجسته و صاحب سبک که هیچ جور اسیر قدرت مردانه نشدند و زنانگی آثارشان شاخصه بزرگ کارهای ماندگارشان است ... هنوز هم هر باز که به تصویر " من خرید می کنم پس هستم " کروگر نگاه می کنم چیزی تازه می آموزم ... .
ـ تآثیر آثار مارکز و کارلئوس فوئنتس و جورج ارول (اورول )را نمی توانم بر ضمیر ناخود آگاهم انکار کنم ... ادبیات حیطه رئالیسم جادوی و در کنار آن آثار برگزیده مینی مالیست بسیار برمن اثر گذار بود ... و کوری ژوزه ساراماگو و شخصیت همسر پزشک که برای همیشه در ذهنم حک شده ... غیرقابل انکار ... .
ـ خاتمی و دوم خرداد ... حضور خاتمی را نه فقط در حیطه این سرزمین اثرگذار میدانم بلکه بی نهایت بر این باور هستم که قسمتی از زندگی بسیاری از ما با حضور وی در صحنه سیاسی ایران دگرگون گشت ... تآثیر او بر نگاه من به سیاست به قطع غیر قابل انکار است ... شاید بسیاری از ابعاد زندگیم پیامد حادثه دوم خرداد باشد ... .
ـ خواهرم ... خواهر نازنینم ... او به من بسیار آموخته و همواره بر این عقیده بوده ام که از جمع فرشتگان ... خداوند او را جدا کرده و به میان ما فرستاده است .از او صبر و مهربانی و دیدن همه قشنگیهای دنیا را آموخته ام ... .
ـ خانوم ... مسعود بهنود ... اینکه خود مسعود بهنود و نوشته هایش چقدر برمن اثرگذار بوده بحثی مفصل است اما از میان همه نوشته هایش خانوم برایم لحظه لحظه عذاب دائم زن ایرانی بود تصویری متحرک از ضجه های زنان سرزمینم و در نهایت ایستادگیشان تا نهایت ... .
ـ محمد پرویزی ... دکتر محمد پرویزی استاد بسیار عزیزم ... شهامت و جسارتش غیرقابل وصف بود در زمانه ایی که آوردن نام جنبش های فمنیستی ممنوع بود در زمانه ایی که هنر را تنها در چنبره هنر مذهبی جستجو می کردند در زمانی که رکود در دانشگاههای هنر کشور بیداد می کرد او جسورانه تدریس کرد و نه از توبیخ ترسید و نه از اخراج ... بسیاری از آنچه می دانم مدیون حضور یک ترمه اوست در دانشگاهمان و بعدتر ها همراهی با او در آتلیه اش ... .
ـ و کسی که تازه شناختمش اما از او بسیار آموخته ام در مدت زمانی بسیار کوتاه ... حضور کوتاه مدتش نه تنها بسیار به من آموخته که بی تردید قسمتی از زندگیم را نیز دستخوش تغییر کرده ... بسیاری از عقایدم را جسورانه به چالش کشیده و بی آنکه خود بداند باعث شده مرور کنم بار دیگر بر همه عقایدم ... .
ـ خودم ... بی نهایت باور دارم که هیچ چیز مثل خودمان بر زندگیمان تآثیر گذار نیست ... .
و باید به رسم همیشه از دوستانم برای اینبازی دعوت کنم ... پس من دعوت می کنم از این دوستان :
محمدرضا یزدان پناه / مسیح علی نژاد / پروانه وحیدمنش / مهدی محسنی / بهزاد مهرانی و همسر بسیار دوست داشتنیشون / ریحانه حقیقی/ علی کلایی / عطیه وحیدمنش / پریسا کاکایی / آرمین قهقایی / امیر فرشاد ابراهیمی / احسان تقدسی / علی عبدی .
پی نوشت ۱: هشدار عفو بين الملل به امکان شکنجه دانشجويان بازداشتي اميرکبير ... .
پی نوشت ۲: از بازداشت تا ضرب و شتم دانشجویان ... .
پی نوشت۳ :درگیری خونین پلیس با زنان در میدان هفت تیر ... .
پی نوشت ۴ :ضرب و شتم وحشیانه دانشجویان امیرکبیر توسط حراست دانشگاه ... فیلمش رو اینجا ببینید ... .
پی نوشت ۴ :تورو خدا يکي قرصهاي اينو بهش برسونه ... خانم بازم قرص هاش رو نخورده ... .
پی نوشت ۵ :تصویر از وبلاگ پروانه خیلی خیلی نازنینم ... .
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 10:17 توسط : میرا
چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386
"زندانی بی گناه اوین به خانه برگشت ... "
زینب پیغمبرزاده عزیز آزاد شد ... زینب نازنین ما بعد از تحمل ۱۰ روز زندان بی دلیل و به جرم بزرگ بی گناهی و پس از تهیه وثیقه آزاد شد ... زینب جان آزادیت مبارک ... .
اما آزادی زینب نازنین ما به همین راحتی صورت نپذیرفت ... این پروسه از ۳ روز پیش شروع شد ... تهیه وثیقه آن هم به سختی (ای کاش یکی به من میگفت این دلارهای امریکایی کجاست ... احتمالآ به دست خود کیهان میرسد و یارانشان ... ما که چیزی ندیدم تا به حال ...) و در حالی که وثیقه تهیه شده بود جناب قاضی تصمیم گرفت به مرخصی بره و بنا به گفته منابع موثق و بسیار مطمئن ایشون اصلآ مرخصی نرفتن و تمام روز بعد را هم بر سر کار حاضر بودند ... قرار آزادی به چهارشنبه یعنی امروز موکول شد و دوستان و همراهان زینب صبح یک باردیگر مقابل دادگاه رفتند و به آنها گفته شد که زینب از دادگاه به زندان منتقل شده ... در حالی که دوستان و همراهان به مقابل زندان رفته بودند زینب تازه به زندان منتقل شد !!!!!
در حالی که اعلام شده بود زینب ساعت ۵ آزاد می شود این آزادی تا ساعت ۸ طول کشید و شاید همانقدر که آقایان منتظر خستگی و رفتن همراهان و مستقبلین زینب بودند ... ما هم بدون ذره ایی احساس خستگی با نشاط گویی که تازه ۱۰ دقیقه هست در مقابل در زندان تجمع داشته اییم و اصلآ ۴ ساعت از این زمان نمی گذرد منتظر آزادی زینب عزیز بودیم ... و شاید خنده دار ترین بخش ماجرا قسمت آزاد کردن زینب نازنین ما بود...آقایان ترسیده از حضور دوستان و همراهان زینب ... زینب عزیز را به جای آزاد کردن مستقیم با یک ماشین در حالی که ما منتظر خروج وی از اوین بودیم ... با ماشین و به همراه یک زن و دو مرد در یک عملیات بسیار چریکی!!!!! با ویراژهای ماشین از زندان اوین خارج کردند و سپس به پدر شجاع و جسور زینب شجاع ما گفتند که دخترت رو به منزلش بردیم و بروید منزل تحویلش بگیرید و امیدوار بودند با موجی از نا امیدی از ما روبرو شوند که خوب ما هم خیلی قاطع گفتیم که مهم نیست برای دیدنش تا قله های کلیمانجارو هم خواهیم رفت وخانه که چیزی نیست ... در حالی که در پی تهیه وسیله ایی برای رفتن به کرج بودیم زینب با ما تماس گرفت که وی را در میدان کاج رها کرده اند و بلاخره ما در ساعت ۹:۳۰ دقیقه توانستیم زینب نازنمینمان را رها و آزاد در آغوش بگیریم ... .
نمی توانم شادی و اظطرابم را در تمام آن چهارساعت وصف کنم ... و شادیم از دیدن زینب نازنینمان ... .
زینب نازنین آزادیت مبارک ... دختر بی گناه زندان اوین ... .
پی نوشت ۱ : من جدآ مشتاقم بدانم راجع به آن دلارها که کجا هستند ... اگر کسی از اون دلارهای کیهانی خبر داره به من هم بگه ... ممنون میشم ... .
پی نوشت ۲:اتفاق مبارک امروز بودن ۴ ساعته ایی بود با ژیلا بنی یعقوب عزیز و سایر دوستان نازنین که بسیار مغتنم بود و جذاب و لذت بخش ... و البته همه اش می ارزید به بودن با زینب ... .
پی نوشت ۳:تحصین برانگیز است صبر و شجاعت و شهامت پدر زینب پیغمبرزاده ... جناب آقای پیغمبرزاده ... .
**پی نوشت ۴: آقایان ۷۵ میلیون دلاری ... اینجا نداشتن سند سند افتخار ماست ... مطلب بسیار خوب بهزاد عزیز مارا بخوانید ... .
** پی نوشت ۵: بازداشتی های پلی تکنیک به ۷ نفر رسید ... .
پی نوشت ۶: میلیارد تومان از جیب مردم در جیب دین دولتی ۲۶۶ ... نوشته های یک عنصر نا راحت را بخوانید ... خوب می نویسد ... .
ی نوشت ۷:گزارش جامع و خوب عطیه عزیز را بخوانید از مراسم آزادی زینب عزیز ... .
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 9:49 توسط : میرا
دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386
"برای خواهرم ... زینب پیغمبرزاده ... "
زینب پیغمبرزاده همچنان در زندان به سر میبرد ... زینب پیغمبرزاده به رغم تهیه شدن وثیقه همچنان در بند۳ عمومی زنان(جوانان ـ سلول یک ) زندان اوین است ... خواهرم همچنان در اوین است ... شاید چون آقایان میترسند او را آزاد کنند ... و زینب ما همچنان دارد جلد سوم بینوایانش را می نویسد ... .

جنبش زنان سر ندارد ... این را اولین بار تو گفتی خواهرم ...خواهر جان یادت هست وقتی ۸ مارس از بهارستان خسته به دفتر ادوار آمدیم ... خسته و کتک خورده و ناسزا شنیده ... تو گفتی ... گفتی ما رفته بودیم جلوی دادگاه انقلاب که به آنان بگوییم جنبش زنان سر ندارد ... این را تو گفتی زینب جان ... .
و چه بهایی باید بپردازیم من و تو ... ما برای خواسته های بحقمان و حالا تو رفته ایی دوباره آنسوی میله های سرد و بلند زندان که برایمان جلد سوم بینوایان را بنویسی ... .
و چقدر دور و نزدیک است به من آن هنگامه که کنار هم نشسته بودیم سر کلاسهای ژیلا بنی یعقوب عزیز و بهمان یاد میداد که چگونه مصاحبه کنیم و چگونه خونسرد باشیم و مسلط و صبور ... و تو چقدر باید اینها رو خوب بلد باشی تا استفاده کنی ازآن برای بازجوهایی که حالا صبر تو را نشانه رفته اند ... هنوز این آخرین تصویرت قلبم را هدف گرفته نازنینم ... تو که نشسته بودی کنار ژیلا عزیز ما و من مقابل تو و چقدر به نکته های خوبی اشاره می کردی و ما نمیدانستیم که به تو نباید آموخت خواهر جان از تو باید آموخت ... خواهر جان ای کاش آن روز میدانستیم ... .
حالا برای تو وثیقه ۲۰ میلیون تومانی می خواهند و چگونه باید در این سرزمین نفرین شده یک اجاره نشین وثیقه ۲۰ میلیون تومانی تهیه کند ... که البته اینها را دیگر آنها نمی فهمند ... برای بازجوی تو مهم نیست ... نه خواهر جان آنها نمی دانند که این زنان با عشقشان آمده اند ... آنها که همه دنیایشان در پول و وثیقه و زمین خلاصه شده چه می فهمند که من و تو چگونه تا اینجا پیش آمده ایم ؟؟؟
خواهرم ... زینب جان آنها به رویاهای ما هم حسادت می کنند ... آخر رویاهای ما رنگیست مثل رنگین کمان و این آدمها که رویا ندارند ... خواهرم ... بمان و باز بگو که من از کلام صادقانه و ساده ات دانستم جنبش زنان سر ندارد ... " جنبش من و تو سر ندارد ... " .
**پی نوشت ۱: آقایان ۷۵ میلیون دلاری ... اینجا نداشتن سند سند افتخار ماست ... مطلب بسیار خوب بهزاد عزیز مارا بخوانید ... .
پی نوشت ۲ : زینب پیغمبر زاده بازداشت شد ... .
پی نوشت ۳: اعتراض بیش از 550 تن از فعالان جنبش های اجتماعی و شخصیت های فرهنگی _ اجتماعی به بازداشت زینب پیغمبرزاده ... .
پی نوشت ۴: شادی صدر از حسین شریعتمداری به دادسرای کارکنان دولت شکایت کرد ... .
پی نوشت ۵: این دانشجوی محجبه کیست ... که می تواند باعث اخراج استاد دکتر زرین کلک از دانشگاه هنرهای زیبای تهران گردد ... .
** پی نوشت ۶: بازداشتی های پلی تکنیک به ۷ نفر رسید ... .
پی نوشت ۷:بخوانید پروانه نازنین ما را و نگاشته به مانند همیشه زیبایش ... .
پی نوشت ۸ : آقایان ارزشمدار دختری که در کرمانشاه مورد هتک حرمت یک مسوول حراست ارزشی شما واقع شد هاجر سلیمی نمین نبود اما به زعم شما مسلمان بود ... سکوتتان چه معنایی دارد؟؟؟؟
پی نوشت ۹ : تجاوز مآمور حراست به یک دختر دانشجو ... .
در حالي كه تقريبا از يك هفته پيش دانشجويان غيور كشور بر سر بيرون آمدن چند تار موي دانشجوي استاد زرينكلك در كلاس درس دانشكده هنرهاي زيبا راهپيمايي و تظاهرات برپاكردهاند و سر و صدا ميكنند كه اسلام بر باد رفته است از دانشگاه رازي كرمانشاه روز چهارشنبه گذشته خبر رسيده است يا بهتر است بگويم درز كرده است كه يك مامور حراست به يك دختر دانشجو در دانشگاه تجاوز كرده ! ... (به لینک بالا مراجعه کنید )
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 7:54 توسط : میرا
چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386
"عمو زنجیر باف دیگه نباف لطفآ ... "
عمو زنجیر باف دیگر نباف لطفآ
زنجیری که بافته بودی
به پای پدران ما بستند
دیگر از نخودچی کشمش هم خبری نیست

تو به من بگو ... چه می کنند این بازماندگان قوم تاتار با کارگران سرزمین من ... تو به من بگو که این اسلاف بازمانده از حمله مغول چه می کنند با دانشجویان سرزمین من ... تو به من بگو این جانشینان قوم تازی چه می کنند با زنان سرزمین ما با معلمان سرزمین ما با کارگران سرزمین ما با دانشجویان سرزمین ما ... تو به من بگو ... دیگر مگر کسی باقی مانده است ؟؟؟؟ فقط من و تو مانده ایم ... .
تو به من بگو ... من نمی دانم آن هنگام که دوربینها داشتند تصویر بوسه رئیس دولت را بر دستان معلمش می گرفتند دیگر هیچ دوربینی نبود که تصویر کند به خاک و خون کشیدن برادران مرا در پلی تکنیک ... تو به من بگو ... من دیگر هیچ نمیدانم ... بگو چه کسی می خواهد من و تو ما نشویم ... به من بگو خانه اش ویران باد ... .
تو به من بگو کجا بود در" اول می " دوربینها تا ثبت کند حمله این قبیله وحشی را به کارگران سرزمین من ... چرا دوربینها هیچ وقت آنجا که باید نیستند ... چرا هیچ وقت نیستند وقتی باید باشند ... .
و حالا ... " کیوان انصاری " به خانه باز نگشته بود و "بابک زمانیان" را هم برده بودند پیشش تا تنها نباشد وباز حالا زمزمه هایست که باز هم می برند ... می برند تا این دلاوران تنها نباشند ... می برند که پلی تکنیک چون زخمیست بر پیکر آنان و چون خواریست در چشمانشان ... می برند و غافل اند که این نسل را دیگر نمی شود در بند کرد ... نمی توان روحشان را به بند کشید ... این نسل ایستاده و دیگر هیچ سیوندی را توان مقابله با آن نیست ... .
رنگ ترانه هایم
این روزها خاکستری است
به رنگ خوابهایم
همرنگ ثانیه های از ما دزدیده شده
پی نوشت ۱:جلسه وبلاگنويسهاي مستقل با مشارکت ... روز 5شنبه ساعت 2 تا 4 عصر در دفتر مشارکت_سميه، بين استاد نجات اللهي و سپهبد قرني، پلاك ۱۸۰
پی نوشت ۲: شعر ابتدای متن شعر "از پشت کوه امده بودیم " مهدی عزیز یا همان وارطان جمهور است و شعر دوم هم " دوزخ " باز هم از مهدی گرامی جمهور است ... .
پی نوشت ۳:جمهور عزیز را بخوانید با مطلب بسیار خوبش در باب حوادث اخیر دانشگاه پلی تکنیک .
پی نوشت ۴: بخوانید مسیح علی نژاد عزیز را با مطلب زیبایش " دستکش لازم نیست بوسه با باتوم " ... .
پی نوشت۵ : آخرین اخباز از دانشگاه پلی تکنیک ... .
پی نوشت ۶: کارگران بدون سلاح ... .
پی نوشت ۷: پلی تکنیک به خون کشیده شد ... .
پی نوشت۸ : بابک را به خانه بازگردانید ... .
پی نوشت ۹:انجمن اسلامی دانشگاه شریف: وقایع دانشگاه امیرکبیر بهانه هجوم به انجمنهای اسلامی است ... .
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 9:33 توسط : میرا
چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386
"من مجرمم ... چون زنم ... "

در دنیا اتفاقهای مهمی افتاده و می افتد کشتار دانشگاه ویرجینیا و کاری که یک استاد برای نجات دانشجویانش کرده ... اما در ایران مهمترین خبر این است که هنوز ایران نمی داند کارت هوشمند ها برای چیست؟؟؟؟؟ برای اینکه بنزین جیره بندی شود یا برای این است که مصرف سالیانه را تخمین بزنند و جلوی قاچاق سوخت گرفته شود ... شاید هم می دانند و من و تو نامحرم هستیم .. .
در دنیا اتفاقهای مهمی افتاده و می افتد ... دیروز انتخابات ریاست جمهوری در فرانسه برگزار شدو نیکولا سارکوزی نامزد حزب محافظه کار با ۳۰٪ آرا وخانم سگولن رویال نامزد حزب حزب سوسیالیست بال 25درصد کل آرا به مرحله دوم رسیدند ... در دنیا خیلی اتفاقها افتاده و می افتد ... اما
واینجا در ایران با آغاز اردیبهشت من مجرمم ... چون یک زنم ... من مجرمم ... از اول اردیبهشت من تحت تعقیبم به جرم زن بودن ... به جرم فکر کردن ... از اول اردیبهشت من نباید موهایم بوی خورشید بگیرد ...نباید نگاهم رنگ مهتاب بگیرد ... از اول اردیبهشت متهم بودن من به مجرم بودن تغییر پیدا کرده از این روز من هر روز تحت تعقیبم ... هر روز در گریزم ... از اول اردیبهشت قدم زدن ممنوع ... هواخوردن ممنوع ... از اول اردیبهشت نفس کشیدن هم برای من ممنوع است ... ومن باید نفس هایم را با گامهای شما میزان کنم آقا .... چون من زنم پس مجرمم ... و حالا باید مرا برگردانید به آشپزخانه ... دوباره تبعیدم کنید به پستوی خانه حالا باید آنچه شما می خواهید به تن کنم و چه تظمینی هست اگر من امروز آنچه شما می خواهید بپوشم فردا به من نگویید به آنچه شما می خواهید فکر نکنم مجرمم.... اقا شما کجا را امضا می کنید که به من اطمینان بدهید نخواهید خاطرات مرا رنگ بزنید ... نخواهید نگاهم را به دنیا تیره کنید ... آقا من هنوز خاطراتم را دارم ... من هنوز هم دارم در خاطراتم بدون روسری ... با لباسهایی که خودم دوستش دارم میدوم در کوچه باغهای ذهنم ... و کجا را امضا می کنید به چه چیز تضمین می دهید که نخواهید این خاطرات را از من بگیرید ... به چه اطمینانی که بعد از سیاهپوش کردن ظاهرم نخواهید فکرم را ... قلبم را .... روحم را سیاهپوش کنید ... بله آقا من میدانم چون زنم مجرمم اما من هنوز با خیالم زنده ام ... شما نمی توانید خیال من را از من بگیرید ... همان خیالی که وحشتی در خواب شبانه تان انداخته که روزها پی من می کنید و شبها هنوز در وحشت خیالات من دست و پا میزنید من هنوز رویاهایم را دارم ... همان رویاهها که خواب از چشمانتان ربوده من زنده ام به رویاهایم ... و شما می توانید من را ... جسمم را تا مسلخ سیاهپوشی ببرید ... اما رویاهای من همیشه رنگی هستند ... شما شاید جسمم را در هزار پستوی خانه ها پنهان کنید اما با خیال عاصی من چه می کنید ... چشمانم را چشم بند می زنید با نگاه سرکشم چه می کنید ...آی آقا ... من از همه آن مجرم های دیگر که داشته اید سرکش ترم ... چون من زنم ... .
دل گمراه من چه خواهد کرد
با بهاری که می رسد از راه؟
با نیازی که رنگ می گیرد
در تن شاخه های خشک و سیاه
دل گمراه من چه خواهد کرد؟
با نسیمی که می تراود از آن
بوی عشق کبوتر وحشی
نفس عطرهای سرگردان
.
.
.
در بهار او زیاد خواهد برد
سردی ظلمت زمستان را
می نهد روی گیسوانم باز
تاج گلپونه های سوزان را
ای بهار ای بهار افسونگر
من سراپا خیال او شده ام
در جنون تو رفته ام از خویش
شعر و فریاد و آرزو شده ام
می خزم همچو مار تبداری
بر علفهای خیس تازه سرد
آه با این خروش و این طغیان
دل گمراه من چه خواهد کرد؟
(قسمتی از شعر جنون از بانوی شعر ایران فروغ فرخزاد)
* پی نوشت 1: جمهور عزیز را بخوانید با مطلب بسیار خوبش در باب حوادث اخیر دانشگاه پلی تکنیک .
* پی نوشت 2: آخرین اخباز از دانشگاه پلی تکنیک ... .
* پی نوشت ۳: کارگران بدون سلاح ... .
پی نوشت ۴:مقابله با نمایشگاه کتاب - ناشران ثبت نام نکرده در نمايشگاه کتاب، کتابهای خود را همزمان با نمايشگاه كتاب با تخفيف ده تا بيست درصدی عرضه می کنند.
پی نوشت ۵: انتقاد شدید شجاع پوریان از دولت در نطق پیش از دستور مجلس
پی نوشت ۶:سقوط مجلس هفتم - در سیاست خارجی، داخلی، مسائل اقتصادی و حتی فرهنگی اوضاع نسبت به دوره قبل نزول فاحشی دارد.
پی نوشت ۷:نوشين احمدی خراسانی و پروين اردلان هر یک به سه سال حبس محکوم شدند
پی نوشت ۸:اعلام حکم دو تن از بازداشت شدگان 22 خرداد - فريبا داودي مهاجر و سوسن طهماسبي به حبس محكوم شدند
پی نوشت ۹:التماس يك كودك براي مادر بدحجاب! - مسیح علی نژاد (یکی از تکان دهنده ترین تصاویری که تا به حال دیده ام ... )
پی نوشت ۱۰ :همه با هم بریم بهشت ...عکسها از وبلاگ مریم مجد ... .
پی نوشت ۱۱ : "معتقدم که هرچقدر بیشتر ناسزا به من بگویند، و هرچهقدر بیشتر بخواهند زیرآبام را پیش دیگران بزنند، یعنی که دارم کارم را بهتر از قبل انجام میدهم."
ی نوشت ۱۲ : یشنهاد می کنم مطلب همه چادر سر میکنیم فرناز سیفی گرامی را بخوانید ... مانند سایر مطالبش بسیار زیباست ... .
پی نوشت ۱۳:اهدای جایزه قلم طلایی از سوی انجمن دفاع از آزادی مطبوعات به مهندس عزت الله سحابی و تجلیل از ابولقاسم سرحدی زاده به عنوان فعال نمونه کارگری .
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:9 توسط : میرا
شنبه یکم اردیبهشت 1386
" ایستاده چون سرو ... "
هزاران بار سوخت مارا حریم حادثه تا مرز خاکستر
ولی ما نسل سیمرغیم که از خاکستر خود می گشاید پر
بعد از مدتها نگرانی از وضعیت احمد باطبی عزیز این عکسهات شاید نوری باشد در تاریکی مطلق روزگار سرد و سیاه ما ... .و آرش عزیز با کادر بندی بسیار خوبش انگار هنوز از همان تعلیق و حکمی می گوید که چون چماق برسر احمد عزیز ما گرفته اند ... .
عکسها از وبلاگ کسوف آرش آشوری ... .
پی نوشت ۱ : مراسم تجمع برای سد سیوند بسیار بهتر از انتظار بود ... بسیار بهتر تجمع بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ نفر بسیار هیجان انگیز بود و نویدبخش ... اخبار کامل تر را در وبلاگ کمیته دانشجویی دفاع از پاسارگاد بخوانید ... .
بخوانید امیرحسین ما را از اعضای کمیته دانشجویی دفاع از پاسارگاد و گزارش بسیار خوبش را ... .
گزارش تصویری ایسنا (1)
گزارش تصویری ایسنا(۲)
*کمیته دانشجویی دفاع از پاسارگاد تآکید دارد که تجمع روز ۵شنبه که اطلاع رسانی بسیار عجیب کیهان را نیز با خود دارد مربوط به کمیته نمی باشد و هیچ گونه مسولیتی را در قبال آن متعهد نمی گردد ... و برای بار چندمین براین مسآله تآکید مینماییم ... .*
پی نوشت ۲:نگراني ازنبود ناشران ثبت نام نشده در نمايشگاه كتاب پايان گرفت ... .در حالی که بسیاری از تصمیم عجیب و بی منطق وزارت ارشاد مبنی بر اینکه امسال نمایشگاه کتاب در دو نقطه جدا شهر برگزار خواهد شد و ابلاغیه ارشاد که ناشرها باید سی درصد تخفیف برای هر کتاب منظور کنند،برای انتشارات و کتاب فروشی ها ورشکستگی مطلق بود. سی درصد تخفیف ناشر، بیست درصد دولت.این یعنی اعلام ورشکستگی کتابفروشها ...تمام کتاب فروشی ها مجبور می شوند اعلام ورشکستگی کنند. دیگر کسی نمی روداز کتاب فروش کتاب بخرد.امسال در اقدام منسجم قابل تحسینی تعداد قابل توجهی از معتبرترین ناشرها، از شرکت در نمایشگاه کتاب امتناع کرده اند تا هم اعتراض خود را نسبت به این شلم شوربای احمقانه وزارت ارشاد نشان دهند و هم از حقوق کتاب فروشان حمایت کنند. حالا در یک اقدام منسجم تحسین برانگیز دیگر همزمان با نمایشگاه کتاب، همه این ناشران کتاب های خود را در کتاب فروشی ها و انتشاراتی ها با تخفیف ده تا بیست درصد ارائه می کنند
پی نوشت۳:اعتراض .تحصن و تعلیق ... وبلاگ گروهی دانشجویان معترض مازندران ... .
پی نوشت۴ :عکسهای تجمعات و اعتراضهای این چند روز دانشگاه مازندران را نیز اینجا ببینید ... .
پی نوشت ۵ : امروز اول اردیبهشت آغاز مبارزه فرهنگی با بدحجابان :
استفاده از شلوار کوتاه، مانتوهای کوتاه و بدن نما، شال های ... - جانشین فرمانده ی نیروی انتظامی
بدحجابی باعث متلک، آدم ربایی و تجاوز به عنف می شود - مدیر کل مبارزه با مفاسد اجتماعی ناجا
اگر از خانمى خواسته شود كه روسرى خود را عقب نبرد ... آیا خیلی وحشتناک است؟ - رئیس مجلس
توقف دو ماهه ی خودروهای حامل فرد بدحجاب - فرمانده ی انتظامی تهارن بزرگ
پی نوشت ۶:عطیه عزیز ما ... خونه عوض کرده فکر کنم باید بریم خونه نو مبارک بهش بگیم ... .
ادامه مطلب
لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 3:19 توسط : میرا