تبليغاتX
میرا
میرا
پنجشنبه بیست و هفتم مهر 1385
" استثمار مضاعف دختران كار ... "

 

دخترک با موهائي درهم تنيده و شانه نشده و صورتي آفتاب‌خورده، در حالي که بر شيارهاي روي پوستش اشک خشک شده برجاي مانده‌اند، با چشماني محزون و ملتمسانه کنارت ظاهر مي‌شود و اصرار دارد که فال حافظي، بسته‌اي آدامس، چسب روي زخم، دسته گلي نرگس و يا ... بخري. هرچه او بيشتر اصرار مي‌کند مي‌گوئي ممنون به آن احتياجي نداري. اگر بيشتر اصرار کند تشرش مي‌زني که برود. اما او هنوز ولت نمي‌کند. ياد گرفته که بايد اصرار کند و عادت به توهين شنيدن دارد. حقوقش را نداده‌اند و او نيز به نداشتن آن عادت کرده است. دوستي که همراه من است مي‌گويد که اينها اعضاي باندي هستند که از آنان براي جابجا کردن مواد مخدر استفاده مي‌شود. و تو هاج و واج ميماني که از کجا اين اطلاعات "دقيق" را بدست آورده است. تو نيز مي‌داني که با اين بيانيه مي‌خواهد هرگونه مسئوليت شهروندي را به راحتي از خود سلب نمايد. با نمايان شدن هرچه بيشتر خشونت سرمايه‌داري جهاني، جنگ، مرگ، بي‌خانماني و بيکاري ناشي از آنان در شهرها و روستاها، تعداد کودکان کار در سراسر جهان رو به ازدياد نهاده‌‌اند. در ايران نيز به علت جنگ، بيکاري و افزايش نرخ فقر، در دهه اخير کودکان به طور روزافزوني وارد بازار کار شده‌اند. اين کودکان ساعاتي از روز و يا تمام وقت براي دستمزدي ناچيز به شغلهاي کاذب و فصلي در خيابانها، و يا کار در کارگاههائي کوچک زير ده نفره، که کمترين قوانين کار در آنان رعايت نمي‌شود مشغولند. اکثرا" با خانواده زندگي مي‌کنند و با درآمد ناچيز خود مسئوليت قسمتي و يا تمام معيشت خانواده را به عهده دارند. کودکان کار از منافع حداقل مشترک کارگري و احترام کار بي‌بهره‌اند، و جامعه به عنوان انگلهاي اجتماعي به آنان مي‌نگرد، گناهکاراني که محکوميتي‌شان قبل از محاکمه صادر شده است. اين کودکان در طول روز و پاسي از شب گذشته مشغول بکارند، و با مشکلات بيشماري مانند عدم دسترسي به آب آشاميدني تميز، غذاي کافي، خواب کافي، بهداشت اوليه؛ آزارهاي رواني، جسمي و جنسي در کارگاهها و خيابانها مواجه‌اند. در چنين شرايطي طبعا" دختران کودک کار از وضعي وخيم‌تر و استثماري مضاعف رنج مي‌برند. عده‌اي از آنان در شرايط ناامن خيابان و کارگاهها مشغول بکارند. به دليل سن کم، جثه کوچک و نداشتن سرپرست قدرتمند، نيازهاي اوليه‌شان از طرف کارفرما و شهروندهاي کوچه و خيابان به راحتي مورد تهديد و يا ناديده گرفته مي‌شود. تعداد بيشماري از دختران کودک کار در خانه همراه ديگر اعضاي خانواده به کارهائي با درآمدي بسيار اندک مانند قندشکستن، سبزي خردکردن، گلسازي و ورق آلبوم چسباندن و ... مشغولند. بدترين شرايط را دختراني دارند که بدون داشتن دستمزد، مسئوليت کارهاي سخت خانگي چون آشپزي، نظافت و نگهداري از خواهران و برادران کوچکتر خود را در غيبت مادر بعهده دارند. اينان به دليل نداشتن درآمد مشخص از احترام کمتري نسبت به برادران خود، خشونت خانگي بيشتري از طرف تمام افراد خانواده، و سهم غذائي نازلتري نيز بهره مي‌برند. مدرسه، فراگيري و بازي جائي در زندگي اين دختران ندارد. اگر پسران قادرند که ساعاتي از شب را پس از بازگشت از کار روزانه، در خيابانها صرف بازي و معاشرت با همسن‌هايشان کنند، دختران به دليل فرهنگ بسته سنتي از اين حقوق نيز محرومند. ازدواجهاي اجباري در سنين پائين در بين آنان بسيار شايع است. ازدواجهائي که اکثرا" ادامه خشونتهائي است که در خانه والدين خويش تجربه کرده‌اند، تا بتوانند کودکان جديدي به بازار کار عرضه کنند. نمونه‌هاي زير نمايانگر آنست که حقوق کودک و منع کار او در کشور ما عملا" نه تنها جدي گرفته نشده است، بلکه در مواردي نيز از آن تقدير شده است. در سال ۷۱ يک دختر ۹ ساله مقام اول بافندگي فرش را کسب کرد، در سال ۷۴ يک دختر ۱۲ ساله از ورامين در مدت ۸ ماه بافت يک فرش ۱۷ متري را به پايان رساند و در همان سال يک کودک ۵ ساله لرستاني به عنوان استاد بافندگي شهر معرفي شد ( نقل از روزنامه شرق، ۲۹ دي ۱۳۸۳).

اين بار اگر از کنار کودک کار گذشتيد به عنوان يک شهروند زحمتکش به او نگاه کنيد و احترام بگذاريد. بياد داشته باشيد که او مجرم نيست، بلکه سيستمي که او را مجبور به کار کرده است مجرم است. او نيز به محبت، احترام، مدرسه و خانه‌اي امن نياز دارد که از او دريغ شده است ... .


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 9:49 توسط : میرا
شنبه بیست و دوم مهر 1385
"پری دریایی ... "

 

 

 

 

پری دریایی برای عشق پرنس از همه چیز گذشت،
اما پرنس عروس دیگری برگزید،
قصر پدرم، پادشاه همه ی پری ها و دریا مردها را ترک کردم،
همان جایی که روی سنگهای مروارید گونه اش،
باغ جلبکهای سبز در اهتزاز بودند،
خواهرهای عزیزم
و دریای مهربان را پشت سر گذاشتم
برای عشق یک پرنس،
در ان طرف دریا روی خشکی ها
زبانم را ساحر ستاند
تا شربت جادو به من دهد
( و دریغا که دیگر هرگز اوازی دریایی نتوانم خواند)
دم-م شد دوپای ادمیزادان
تا بر روی انها برقصم و پایکوبی کنم
دردا که جز با خون و درد نتوانم رقصید
بهایی بیش از زندگی ام پرداخت کردم
تا او به من عشق بورزد.
پرنس عروس دیگری برگزید
و من هرگز این پایان را دوست نداشتم:
با هم شادی کنان زندگی کردند; پس من مردم.
اما سخنی دارم
با شما پری های دریایی امروزی
هرگز برای عشق پرنس ها،
از انچه هستید دست برندارید
کسی نمی داند، شاید او مرا با دمم بیشتر دوست می داشت.
... و پرنس می خواست که کفش را در پای سیندرلا امتحان کند
من واقعا ان شب نفهمیدم که دماغ مضحکی دارد
و او با لباسهای پر زرق و برقش خیلی جذاب تر به نظر می رسید
حتی یک ذره هم به اندازه ی ان شب به نظرم جذاب نمی رسد
خوب پس وانمود می کنم که این کفش خیلی برایم تنگ است.

شعر از مجموعه اشعار کریستینا بارس از کتاب برای هفت ساله ها و بزرگترهاست.

 

 

 

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 13:2 توسط : میرا

RSS

................................... .................................... ..................................... زنستان ..................................... جمهور ...................................... حقوق بشر و فرد گرايي - وبلاگ بهزاد مهراني ....................................... Ahmad Batebi s website .......................................